X
تبلیغات
شیکسون

داستان حیات 10 کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

یکشنبه 9 فروردین 1394 ساعت 01:06 ق.ظ

عنوان بشر در قرآن عظیم لفظ و لغتی است که بیش تر به صفت می ماند و غالبا خطابی برای جماعت و افرادی از میان عوام است، در متن آیات مربوطه اشاره به بنی بشر نرفته، چون انسان با خصوصیات گوناگون گفته نشده و تنها کاربرد تمثیلی دارد. بشر در قران عنصری بی موضع، بدون توصیفات فرهنگی و بیش از همه ناظر و غوغاگری از میان عوام است.


فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ مَا نَرَ‌اکَ إِلَّا بَشَرً‌ا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَ‌اکَ اتَّبَعَکَ إِلَّا الَّذِینَ هُمْ أَرَ‌اذِلُنَا بَادِیَ الرَّ‌أْیِ وَ مَا نَرَ‌ىٰ لَکُمْ عَلَیْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کَاذِبِینَ ﴿هود: ٢٧﴾ پس، سران کافر قومش، گفتند: ما تو را جز بشرى مثل خود و آن هم از میان اراذل نمى‌بینیم، که نسنجیده تو را پیروى کرده باشد. شما را بر ما امتیازى نیست، بلکه دروغگو یانید.


این جا دشمنان و مخالفان نوح نبی اند که به قصد تخفیف او را بشری مانند دیگران می خوانند، فضل و امتیازی برای او قائل نمی شوند و دروغ گو لقب می دهند.


قَالَتْ رَ‌بِّ أَنَّىٰ یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ‌ قَالَ کَذَٰلِکِ اللَّـهُ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ إِذَا قَضَىٰ أَمْرً‌ا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ ﴿آل عمران: ٤٧﴾ [مریم‌ گفت: پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنکه دست بشرى به من نرسیده است؟ گفت: چنین است پروردگار، هر چه بخواهد مى‌آفریند و چون به کارى فرمان دهد، فقط مى‌گوید: بشو؛ پس مى‌شود.


در این جا هم توجه مریم در ذکر نام بشر و نه آدم و انسان فضایی گسترده و عامیانه تر برای رد وقوع آن رخ داد فراهم می کند.


مَا کَانَ لِبَشَرٍ‌ أَن یُؤْتِیَهُ اللَّـهُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِبَادًا لِّی مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰکِن کُونُوا رَ‌بَّانِیِّینَ بِمَا کُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتَابَ وَ بِمَا کُنتُمْ تَدْرُ‌سُونَ ﴿آل عمران: ٧٩﴾ هیچ بشرى را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبرى بدهد؛ سپس او به مردم بگوید: به جاى خدا، بندگان من باشید.


اگر نتوانیم به سبب انتخاب این نهی با خطاب بشر برسیم، پس شاید عناد کنیم که آدم و یا انسان اجازه چنین ادعایی را داشته اند.

    

فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِ‌هِنَّ أَرْ‌سَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَأً وَآتَتْ کُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِکِّینًا وَقَالَتِ اخْرُ‌جْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَ‌أَیْنَهُ أَکْبَرْ‌نَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّـهِ مَا هَـٰذَا بَشَرً‌ا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا مَلَکٌ کَرِ‌یمٌ ﴿یوسف: ٣١﴾ پس چون از مکرشان اطلاع یافت، محفلی برساخت و نزد آنان فرستاد، به هر یک از آنان کاردى داد و گفت: بر آنان ظاهر شو. پس چون او را دیدند، وى را بس شگرف یافتند و دستهاى خود را بریدند و گفتند: پناه بر خدا، این نه بشر، که جز فرشته‌اى بزرگوار نیست.


بدین ترتیب آیه حتی احتمال وجاهت کثیر بر بشر را نمی دهد و خلقت انگشت نما را برازنده فرشتگان می داند. در این جا هم لفظ بشر همان اشاره عام بدون آن تعارفات و تشریفاتی است که بر ادم و انسان متوجه بود.


قَالَتْ رُ‌سُلُهُمْ أَفِی اللَّـهِ شَکٌّ فَاطِرِ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ‌ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرَ‌کُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا تُرِ‌یدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ ﴿ابراهیم: ١٠﴾ پیامبرانشان گفتند: مگر در باره خداوند خالق آسمان ها و زمین تردید دارید که تا پاره‌اى از گناهانتان را ببخشاید و تا زمانِ معینى شما را مهلت دهد. گفتند: شما جز بشرى مانند ما نیستید و مى‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان مى‌پرستیدند باز دارید. پس براى ما حجّتى آشکار بیاورید


این جا هم بشر یکی از میان دیگران است و گمان نمی رود توان و صلاحیت ادعای رسالت داشته باشد و مورد وثوق قرار نمی گیرد مگر با نمایش معجزه ای که بتواند او را از صف عوام بیرون برد. 


وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ‌ لِّسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَهَـٰذَا لِسَانٌ عَرَ‌بِیٌّ مُّبِینٌ ﴿النحل: ١٠٣﴾ مى‌دانیم که مى‌ گویند: جز این نیست که از بشرى مى‌آموزد. زبان کسى که نسبت مى‌دهند عجمی است و این به زبان عربى روشن است.

در این آیه حتی زبان بشر گنگ خوانده می شود که قدرت بیان و گفتار زبان عرب را ندارد. این پروسه ندیده گرفتن و تذکر ندادن مشخصات و ویژگی های بشر، در تمام دیگر آیات مربوطه نیز دنبال می شود. 


أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِّن زُخْرُ‌فٍ أَوْ تَرْ‌قَىٰ فِی السَّمَاءِ وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُ‌قِیِّکَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَیْنَا کِتَابًا نَّقْرَ‌ؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَ‌بِّی هَلْ کُنتُ إِلَّا بَشَرً‌ا رَّ‌سُولًا ﴿الإسراء: ٩٣﴾ یا خانه‌اى از طلا داشته باشی یا به آسمان بجهی تا کتابى نازل کنى که آن را بخوانیم. بگو: پاک است پروردگارم، آیا جز بشرى به رسالت رسیده ام؟


وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن یُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَىٰ إِلَّا أَن قَالُوا أَبَعَثَ اللَّـهُ بَشَرً‌ا رَّ‌سُولًا ﴿الإسراء: ٩٤﴾ و مردم به هدایت و ایمان نگرویدند، جز این که می گفتند: آیا خدا بشرى را به سِمَت رسول مبعوث کرده است؟


قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ‌ مِّثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَـٰهُکُمْ إِلَـٰهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْ‌جُو لِقَاءَ رَ‌بِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِ‌کْ بِعِبَادَةِ رَ‌بِّهِ أَحَدًا ﴿الکهف: ١١٠﴾ بگو من هم مِثل شما بشرم که به من وحى مى‌شود. خداى شما یگانه است. پس هرکس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نداند.


وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا وَکَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَ‌ةِ وَأَتْرَ‌فْنَاهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا مَا هَـٰذَا إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُکُمْ یَأْکُلُ مِمَّا تَأْکُلُونَ مِنْهُ وَیَشْرَ‌بُ مِمَّا تَشْرَ‌بُونَ ﴿المؤمنون: ٣٣﴾ و اشراف قومش که کافر شده، و دیدار آخرت را دروغ می پنداشتند و در دنیا آنان را مرفّه کرده بودیم گفتند: جز بشرى چون شما نیست :از آنچه مى‌خورید، مى‌خورد؛ و از آنچه مى‌نوشید، مى‌نوشد.


وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرً‌ا مِّثْلَکُمْ إِنَّکُمْ إِذًا لَّخَاسِرُ‌ونَ ﴿المؤمنون: ٣٤﴾ و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت کنید در آن صورت قطعاً زیانکار خواهید بود.


فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَ‌یْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ ﴿المؤمنون: ٤٧﴾ پس گفتند: آیا به دو بشر مثل خود ما و طایفه آنها بندگان مان اند ایمان بیاوریم.


وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّکَ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ ﴿الشعراء: ١٨٦﴾ و تو جز بشرى مانند ما [بیش‌] نیستى، و قطعاً تو را از دروغگویان مى‌دانیم

 

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَکُم مِّن تُرَ‌ابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ‌ تَنتَشِرُ‌ونَ ﴿الروم: ٢٠﴾ و از نشانه‌هاى او این که شما را از خاک آفرید؛ پس بناگاه شما بشرى هر سو پراکنده شدید.


قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ‌ مِّثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَـٰهُکُمْ إِلَـٰهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُ‌وهُ وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِ‌کِینَ ﴿فصلت: ٦﴾ بگو: من، بشرى چون شمایم، جز اینکه به من وحى مى‌شود که خداى شما خدایى یگانه است. پس مستقیماً به سوى او بشتابید و از او آمرزش بخواهید. و واى بر مشرکان.


وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ‌ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِن وَرَ‌اءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْ‌سِلَ رَ‌سُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ ﴿الشورى: ٥١﴾ و هیچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید جز وحى یا از فراسوى حجابى، یا فرستاده‌اى تا به اذن او هر چه بخواهد وحى نماید. آرى، اوست بلندمرتبه سنجیده‌کار.


فَقَالُوا أَبَشَرً‌ا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِی ضَلَالٍ وَسُعُرٍ‌ ﴿القمر: ٢٤﴾ و گفتند: آیا بشرى از خودمان را پیروى کنیم؟ در این صورت، ما واقعاً در گمراهى و جنون خواهیم بود


إِنْ هَـٰذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ‌ ﴿المدثر: ٢٥﴾ این غیر از سخن بشر نیست


نَذِیرً‌ا لِّلْبَشَرِ‌ ﴿المدثر: ٣٦﴾ هشداردهنده بشر است.


ایا این نام گذاری های گوناگون در قرآن مبین برای امر خلقت با داستان حیات مرتبط است؟ (ادامه دارد)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

هوا خوری 29 کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

شنبه 8 فروردین 1394 ساعت 06:16 ب.ظ

زبانه های آتش جنگ جهانی اول درعرصه های گوناگون، زیربنای زندگانی مردم بسیاری در جهان را دگرگون کرد. که از جمله در حوزه سیاست موجب ظهور نخستین دولت سوسیالیستی قدرتمند شد. این تحول در محدوده تولید و تکنیک و اقتصاد حتی بسیار عمیق تر بود. جنگ به کشورهای بزرگ تعلیم داد که دوران صرف سرمایه در تجمع های غول آسای بافت فاستونی، ریسیدن نخ، ریختن شمع و تصفیه شکر و بافت پارچه و کار روی چرم و غیره به پایان رسیده که ساخت اتومبیل و تانک و نفربر و هواپیما را به صنعت و تولید نخست کشورهای متروپل تبدیل کرد. آموزگار جنگ جهانی اول با نمایش میلیون ها جنازه انسانی اهمیت برتری نظامی و تاثیر ابزارهای جدید جنگی و اهمیت ارتباطات و اطلاعات را برای حضور و بقا در کلنی قدرت های بزرگ جهانی تعلیم داد. در کمتر از یک دهه ماشین آلات تولید کهنه را به سرزمین هایی از کره تا شیلی روانه کردند که از کمترین صورت های زیربنایی یعنی نیروی برق بهره می بردند. اشراف و زمین داران هندی ژاپنی و کره ای از زمین جدا شدند و ذخیره های خود را در کارگاه های وارداتی صنایع به کار انداختند. اما سهم ایران از این فرصت طلایی تاریخ، که به صورت کارخانجات پارچه و پتو بافی و چای خشک کنی و عمل آوری چرم و قند و ملزومات اولیه و ابتدایی بود به محض ورود به ایران یک سره به چنگال رضاشاه افتاد. و به جای اشراف و سرمایه داران ملی در اختیار شاه قرار گرفت که آنها را به املاک و دیگر دارایی های خانواده پهلوی افزود که به صورت تشکیلات اداری دولتی درآمد و سرمایه داری ملی از دسترسی به آن محروم شد. حاصل این اقدام حریصانه و ابلهانه رضاشاه فرصت رشد صنعتی را از زمین داران ایران گرفت و سرمایه آنها را به سوی تجارت راند. ضایعه ای که تبعات و عوارض ویرانگر آن تا هم امروز و تا زمانی که رفتارهای شبه رضا شاهی ازاین سرزمین برنیافتد همچنان گریبانگیر پیشرفت مردم این سرزمین خواهد بود.   

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

داستان حیات 9 ، کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان داستان حیات 9

جمعه 7 فروردین 1394 ساعت 03:06 ب.ظ


نگاه به انسان در قرآن عظیم، درست نقطه مقابل آدم و لَفِی خُسْرٍ خوانده شده است.


وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿الحجر: ٢٦ ) به حقیقت که انسان را از گِلى خشک، سیاه و بدبو آفریدیم


کافی است این توصیف و توضیح در باب خلقت انسان را با توصیفات آفرینش آدم، تا اندازه لباس پوشاندن و به بهشت پذیرفتن او مقایسه کنیم تا ادراک تفاوت ها برایمان آسان شود.


یُرِ‌یدُ اللَّـهُ أَن یُخَفِّفَ عَنکُمْ ۚ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِیفًا (نساء :28) خدا اراده دارد تا انسان ناتوان آفریده شده را سبک بار کند.

.


وَ آتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ۚ وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّـهِ لَا تُحْصُوهَا ۗ إِنَّ الْإِنسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ‌ ﴿ابراهیم : 34) و هر چه از او خواستید عطا کرد که به شمار درنمی آید. به راستی که انسان ستم‌ پیشه ای ناسپاس است.


خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ ﴿النحل: ٤ ) انسان از نطفه‌اى آفریده شده آنگاه اشکارا ستیزه جو است.

.

وَ یَدْعُ الْإِنسَانُ بِالشَّرِّ‌ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ‌ وَکَانَ الْإِنسَانُ عَجُولًا ﴿الإسراء: ١١ ) و انسان چنان شتاب زده است که شر را به جای خیر فرا مى‌خواند..

 

 وَکَانَ الْإِنسَانُ کَفُورً‌ا ﴿الإسراء: ٦٧ و انسان همواره به کفر مایل است.

 

 وَکَانَ الْإِنسَانُ قَتُورً‌ا ﴿الإسراء: ١٠٠﴾  و انسان بخیل است

.

وَکَانَ الْإِنسَانُ أَکْثَرَ‌ شَیْءٍ جَدَلًا ﴿الکهف: ٥٤﴾ انسان بیش از هر حال سرِ جدال دارد..

 

إِنَّ الْإِنسَانَ لَکَفُورٌ‌ ﴿الحج: ٦٦)  حقا که انسان سخت ناسپاس است.


وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿الفرقان: ٢٩﴾ و شیطان همواره انسان را در چنگ خود دارد.


وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ﴿الأحزاب: ٧٢﴾ راستى که انسان ستمگرى نادان بود.

 

أَوَلَمْ یَرَ‌ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ ﴿یس: ٧٧﴾ بناگاه وى دشمن خویی آشکار شده است.                                                                                                                                                                                      

 قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِ‌کَ قَلِیلًا إِنَّکَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ‌ ﴿الزمر: ٨﴾ بگو به کفرت اندکى برخوردار شو که از اهل آتشى.


وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ‌ فَیَئُوسٌ قَنُوطٌ ﴿فصلت: ٤٩﴾ و چون آسیبى ببیند مأیوس و نومید مى‌شود.                                                                                                             

 

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌یدِ ﴿ق: ١٦﴾  انسان را آفریده‌ایم، میدانیم چه نفس وسوسه گری دارد و از شاه رگ به او نزدیک تریم                              

أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿النجم: ٢٤﴾ مگر انسان به آرزوهای اش مى‌ رسد؟                                             

 

وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ﴿النجم: 39)  انسان جز حاصل تلاش او نیست                              


إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿المعارج: ١٩﴾ به راستى که انسان سخت آزمند خلق شده است

 

قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَکْفَرَ‌هُ ﴿عبس: ١٧﴾ مرگ بر انسان کفرگرا.

 

لقدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ ﴿البلد: ٤﴾ براستى که انسان را در رنج آفریده‌ایم.


این ها نمونه هایی از یاد انسان در قران عظیم است که یک لفظ و فصل و زبان خوش در آن نیست و اشاره ای به تیره و ذریه انسان نمی خوانیم که ماموران و منتخبان هدایت باشند. (ادامه دارد)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

داستان حیات 8 کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

دوشنبه 3 فروردین 1394 ساعت 05:24 ب.ظ

پیش از هر اشاره دیگر بگویم که لفظ آدم در قرآن قویم نام عامی برای انسان و یا بشر نیست، بل نام خاص برای آن از بهشت بیرون شده است که به رسالت رسید.


وَلَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ لَمْ یَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ. و خلق کردیم شما را، سپس صورت ساختیم و بعد به فرشتگان گفتیم که بر آدم سجده کنند پس سجده کردند جز ابلیس که سجده نکرد. 7 آیه: 11


 این آیه به تنهایی برای اقناع کسانی کفایت می کند که احتمالا جایگاه و منزلت خاص آدم را نزد خداوند باور نمی کنند. هرچند آن تکلیف الهی در سجده بردن فرشتگان به آدم در قرآن قویم نظیر و نمونه دیگری ندارد.


وَ یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ فَکُلاَ مِنْ حَیْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ. ای آدم تو و زوجه ات در بهشت ساکن شوید، از هرچه مایلید بخورید و به آن درخت نزدیک نشوید تا در سلک ظالمین درنیایید.7، آِیه 19


این تقرب به خداوند و دعوت اسکان در بهشت هنوز تمام توجه الهی به آدم نیست.


وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُون. آن زمان که پروردگارت به فرشتگان گفت: در زمین جانشینى خواهم گماشت گفتند آیا کسى را می گمارى که در آن فساد انگیزد و خون ها بریزد و حال آن که ما تو را ستایش و تقدیس می کنیم فرمود من چیزى می ‏دانم که شما نمى ‏دانید. 2، آیه  30


این عالی ترین مرتبه ای است که خداوند به آدم می بخشد و در عین حال چنین که فضا و نفس آیه تقریر و منتقل می کند، فرشتگان خلقت آدم را موجب گسترش فساد و ریختن خون در زمین می دانستند.


وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ. تمام نام ها را به آدم آموخت‏ سپس آن ها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏ گویید از این اسامی باخبرم کنید. 2، آیه 31


این هم عنایت عظیم دیگری است که خداوند در حق آدم روا می دارد و گرچه هنوز نمی دانیم کدام اسامی مورد نظر حق تعالی بوده ولی سیاق آیه بار دیگر برتری آدم بر فرشتگان در نزد خداوند را برملا می کند. 


یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ. اى فرزندان آدم در حقیقت ما براى شما لباسى فرو فرستادیم که عورت هاى شما را پوشیده می ‏دارد و زینت است ولی جامه تقوا برتر و نشانه ای از عنایت خداست، باشد که متذکر شوند.7، آیه 26  


أُوْلَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیّ. آنان کسانى از پیامبران و فرزندان آدم بودند که خداوند برایشان نعمت ارزانى داشت و از کسانى که همراه نوح سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانى که هدایت نمودیم و برگزیدیم. هر گاه آیات رحمان بر ایشان خوانده می ‏شد سجده‏ کنان و گریان به خاک می ‏افتادند. 19, آیه: 58

این آیه صراحت دارد که انبیای الهی از ذریه آدم اند و بررسی آن جا قابل برداشت بیش تر می شود که در قرآن مبارک جز بنی آدم خطاب دیگری همچون بنی بشر یا بنی انسان یست. ادامه دارد.




ش


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

داستان حیات 7 ، کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

یکشنبه 2 فروردین 1394 ساعت 02:06 ب.ظ


یافت شدن کالبد سالم مانده حیوانات گرمسیری در قطب های امروزین، به ویژه قطب شمال، که گرچه هنوز گوشه ای از پهنای وسیع آن هم کاوش نشده، اما نسبت به قاره قطب جنوب محل جست و جوی بیشتری بوده، برقراری شرایط جوی جدید را تا میزانی شتابان نشان می دهد که نه فقط فرصت فساد از جانوران گرفتار در آن را گرفته است، بل صحت دریافت و ادعاهای این بررسی ها را با استحکام کامل اثبات می کند.
دنیای وحش غافلگیر شده، به گریز از محیط زیست ناآشنا و نامناسب وادار و به راه نمایی غریزه به سوی موقعیت استوای جدید می شتابد. طوفان فرار از همه سو در اطراف قطب جدید، از سوی گروه های حیوانی پرتاب شده به اقلیمی غریبه، در پیوستن آبزیان به آب های گرم به مانع طبیعی برنمی خورد. چنان که کوچ و پرواز بال داران به فضاهای از دست داده پیشین بدون مانع طبیعی انجام می شود و گروه های متنوع گربه سانان و دیگر موجودات کوچک جثه ی تیز رو و اندک خوراک موفق به انتقال و اسکان در شرایط مناسب می شوند و  بدین ترتیب دایناسورها را باید تنها گروه حیوانی بدانیم که در مجموعه حوادث جا به جایی مدارات زمین به علت جثه بزرگ، کند پویی و پر خواری به نجات خویش قادر نشدند.
  
اینک فسیل این در راه ماندگان را تقریبا و به صورت گروهی در تمام مسیرهای رو به گرمسیر جهان از چین تا کانادا و شیلی و حتی ایران می توان یافت. تصویر بالا نمونه وامانده در چین آن ها را می بینید که به صورت گروهی در کنار هم از حرکت بازمانده اند.
و این هم خوابگاه دسته جمعی تعدادی از عظیم الجثه ترین دایناسورها که در آرژانتین یافت شده اند. این گورستان وسیع که شاهد دیگری بر نابودی همزمان نسل دایناسورها به علت محروم ماندن از محیط تغذیه خویش است، به سرگردانی دراز مدت علت  نابودی آنان پایان می دهد. (ادامه دارد)
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

داستان حیات 6، کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

پنج‌شنبه 28 اسفند 1393 ساعت 05:25 ب.ظ

عمده تغییر انتقال قطب شمال و جنوب قدیم زمین به نوار مرکزی و نزدیک به خط استوای جدید، ذوب سریع میلیاردها میلیارد تن آب ذخیره در هزاران هزار کوه یخ و اقلیم پهناور قطبی بود که ارتفاع امروزین برخی از آن ها به سه هزار متر می رسد، رخدادی که به سرعت  سطح آب در آن چاله بزرگ را بالاتر کشاند.



این جا به جایی، طبیعتا و از زاویه دیگر ناحیه استوایی قدیم را به قطب های امروزین فرستاد که تخمیر مقدار غیر قابل محاسبه ای از چوب جنگل های گرمسیری قدیم، سیبری و تایگا را به بزرگ ترین گنجینه زیر زمینی ذغال سنگ و مخزن کلان ترین معدن تحصیل شده و دست نخورده ذخایر گاز جهان تبدیل کرده است. به علاوه یافت شدن بقایای گاه کاملا سالم مانده جانوران گرمسیری در نواحی قطبی از گرفتار شدن و انجماد سریع آن ها در چنان سرمای ناگهانی و شدیدی خبر می دهد که گاه حتی فرصت فاسد شدن نیز نداشته اند. شبکه مستند تلویزیون جمهوری در ساعت هفت و نیم روز پنج شنبه چند هفته قبل فیلمی از یافت شدن بقایای فاسد نشده بچه فیلی در قطب شمال نشان داد که بسیار آگاهی دهنده و شاهد روشنی در صحت برداشت های این بررسی بود. پیش از این هم در اوائل دهه نود میلادی یک هیئت روسی در قطب شمال جسد فیلی را کاملا و چندان سالم مانده یافتند که سرپرست هیئت مدعی شد از گوشت آن استیک ساخته و خورده است.  



بدین ترتیب و مقدم بر ورود به مبحث جدید و با عرضه تصویر بالا باید نخست مختصری از زندگی جانوری در نواحی گرمسیری کهن و بالاخص خصوصیات دایناسورهای منقرض شده را بررسی کنیم. این عکس فسیل استخوان ساق پای یک دایناسور به بلندای بیش از دو متر است که تخمین وزن حیوان را تا حدود 80 تن بالا می برد. اداره و دوام چنین وزنی روزانه به 20 تن غذا نیازمند است که مطلقا از طریق گوشت خواری تامین نمی شود.



و این تابلوی باز سازی سفالین دایناسورهایی است که بخش یا تکه ای از فسیل استخوان های شان به دست آمده است که شمار عمده ای از آنان گردن زرافه ای دارند که گیاه و برگ خواری آنان را توضیح می دهد.



مسلم است که چنین گردنی امکان تحرک عادی در میان درختان را باطل و تعقیب گربه سانان تیز پا را برای شکار غیر ممکن می کند وانگهی دایناسورها پنجه و دندان های مناسب و خنجری برای نگه داشتن و دریدن شکار ندارند.                                                               

                                             

 


گروه منقار دار دایناسورها هم جز از فضولات و دانه ها و میوه های جنگلی امکان تغذیه دیگری ندارند و بدین ترتیب دایناسورها را می توان و باید حیواناتی گیاه خوار شناخت که در محیط گرمسیزی و جنگل های انبوه به وفور و با تنوع بسیار در دسترس داشته اند.



اینک برگ دیگری از داستان حیات را خواندیم که فرصت را برای ورود به حاصل این برآوردها فراهم تر می کند. (ادامه دارد)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

داستان حیات 5، کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

سه‌شنبه 26 اسفند 1393 ساعت 01:26 ب.ظ


تصویر کنونی زمین علاوه بر نمایش مکان آن گودال به هوا پریده، که موجب سرعت گرفتن پروسه انجماد پوسته و جا به جایی زمین و درهم ریزی مدارات آن شد، شاهد نشانه های دیگری است که با صراحت تمام از عبور آن دنباله دار سرگردان و عواقب آن خبر می دهند.

 



این نقشه گستره شنزارهای جهان از شمال آفریقا تا صحرای گبی در چین است. به شمایل و فورم جغرافیایی و خمش آن توجه کنید که در صورت اتصال سراسری با توجه به تغییرات زمانه به صورت دایره ای به هم بسته درخواهد آمد، دایره ای که پیش از تحولات عبور آن ستاره دنباله دار، در جای قطب زمین قرار داشته است.



این صحرای بزرگ شنزار با کشت و کار چند درخت خرما. برابر باورهای کنونی به علت نبود آب دچار بی باری شده، حال آن که علت نبود گیاه در شنزارها به سبب نبود خاک است. مطلبی که در دهه های اخیر دولت های ثروتمند و سرمایه داران عرب را به خرید خاک از کشورهای همسایه برای بارورکردن شنزارها هدایت کرده است. در واقع این شنزارها کوه ها و صخره هایی بوده اند که میلیون و میلیون ها سال در فشاری اندازه ناگرفتنی زیر کیلومترها یخ و در سرمایی تا قریب صد درجه زیر صفر خرد شده، پذیرای باد های باردار از خاک و همراه با تخم گیاهان نبوده اند. 



این صخره کاملا شنی زمانی کوه سنگی پر ابهتی بوده است که فشار کوه های یخی مرتفع سیمای آن را دگرگون کرده است. اگر هنوز در دریافت مدخل مرددید، یاد آوری کنم که منبع بزرگ سوخت های فسیلی جهان در شنزارها و حاصل نابودی سریع میلیاردها جانور و آبزی غول آسا در قطب قدیم است که در اثر چرخش زمین به نزدیک استوا تغییر محل داده است.



و اگر هنوز به ادله دیگری نیازمندید از یاد نبرید که مثلا شنزارهای قفر شمال آفریقا، در مصر به علت رسوب خاک هایی که نیل در دو سوی ساحل خود پخش می کند، چون بهشت سبز و آراسته به باغ و چمنزار در محدوده ای است که به برکت رسوبات رود نیل غنی شده است، مطلب و ماجرایی که در کناره های دجله و فرات نیز قابل دیدار و تایید است. (ادامه دارد).

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

داستان حیات 4، کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

دوشنبه 25 اسفند 1393 ساعت 08:10 ب.ظ

اجازه دهید تاکید و تکرار کنم که این یادداشت ها بیان سرگذشت زمین نیست، بل برگی از شناس نامه حیات زمینی و تحولات منجر به ظهور گونه ای با اصطلاحات امروز انسان است که ظرایف بیش از حد و دشوار فهمی مدخل بیان آن، که برای نخستین بار به عقول عالم تزریق می شود، محقق را وادار می کند تا گام های استدلال را اندک اندک و به کوتاهی بردارد.



هنگام نگاه به این دایره عظیم پر آب که اوقیانوس آرام و کبیر و پاسیفیک نامیده شده و لبه های شرق و غرب آن پوسته همجوار ندارد، به آسانی می پذیریم که قطعه پهناوری از چیدمان اولیه زمین مفقود است و چون برای آن محل اختفایی در زمین نمی پابیم، پس ناگزیر باید به آسمان کشیده شده باشد. یعنی توپ ما در زمانی نامعلوم که شصت میلیون سال پیش تخمین زده اند، با عبور سنگی سرگردان و یا همان اتومبیل تمثیلی و عواقب آن مواجه شده که سرعت گذری فوق العاده و چنان فاصله ای با زمین داشته است که درست مانند نمونه ذکر شده، گرچه نیروی جذب و بلع زمین را نداشته است اما توپ را به چرخش سریع گرد خویش واداشته و در نقطه عمود بر زمین و با حد اکثر نیروی خود، به علت سرعت فوق العاده، تنها بخشی از پوسنه زمین را در نازک ترین قسمت آن جدا کرده، با خود به سوقات برده، پلیت یکپارچه زمین را به قطعات مختلف خرد کرده، جای قطب ها را تغییر داده و پس از دور شدن دنباله دار زمین با محوری غیر قائم مستقر شده است.


گرچه اثبات امکان بروز این تغییرات، به صورت نسبت های ریاضی با محاسبه وزن و سرعت و فاصله ی آن جرم سرگردان سماوی به چند صورت گوناگون دشوار نیست، اما قبول وقوع آن با مراجعه به اسناد و آثار مانده بر زمین آسان تر و قانع کننده تر است. از جمله صورت کنونی آن اعلام می کند که آن جرم سرگردان در زمانی از کنار زمین می گذرد که ماگمای مرکزی به سطح زمین نزدیک تر از 60 میلیون سال پیش بوده است. چرا که لغزش آرام پوسته آسیا برای پر کردن ضایعه پاسیفیک، به جدایی و حرکت پلیت امریکا در سمت شرق گودال و پاره پاره شدن زمین در غرب آن منجر شده است.



در واقع نسبت دادن وقوع چنین حادثه ای به شصت میلیون سال پیش، با اعتنا به اعلام عمر 4/5 میلیاردی برای زمین ، کاسموس اطراف منظومه شمسی را با توجه به ادواری بودن حرکات در اجرام سماوی، کم جنب و جوش می شناساند. (ادامه دارد)


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

داستان حیات 3، کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

جمعه 22 اسفند 1393 ساعت 02:04 ب.ظ


بدین ترتیب پوسته کنونی زمین قطعه دو پاره شده ای شامل پلیت آسیا و آفریقا و وصله و دنباله ای با نام پلیت آمریکای شمالی و جنوبی، و دیگر عوارض سطح آن جدای از سرزمین بلامصرف قطب ها، در اختیار عرصه بس وسیع اوقیانوس ها است. هر دو مجموعه اصلی، که در ابتدا یکپارچه بوده اند، بر پلیت های کوچک و بزرگی سوارند که نه فقط برابر راه نمایی فلش های نقشه زیر در جهات مختلف در حرکت اند، بل در اثر برخورد با یکدیگر موجب بروز زلزله های متعدد می شوند، که شدت و ضعف تماس و کوچک و بزرگی پلیت، پایه سنجش ریشتر زلزله و تعیین محدوده و عمق حدوث آن است.



برخورد دائمی پلیت های کوچک و بزرگ و نازک و ضخیم با یکدیگر نه فقط موجب بروز زلزله های کوچک و مدام در بخش هایی از زمین می شوند، بل درزها و دهانه هایی را در عمق باز می کنند که موجب سرریز و فوران و جریان و پرتاب ماگماهای زیر سطحی در نقاط معینی از زمین اند.


این نقشه مکان فوران آتش و نیز بروز زلزله را در دهانه پلیت ها، که گسل نیز نامیده می شوند، نشان می دهد. ثابت ماندن این مراکز و نقاط، که در مقاطع انقطاع و تلاقی پلیت ها قرار دارد، اسرار درون زمین و داستان آن را بازگو می کند.



حالا به کلیدی ترین گوشه های این بررسی با به میان انداختن این سئوالات نزدیک تر می شویم که اولا چرا لبه شرقی زمین چندان تکه پاره است که استرالیا و ژاپن و کره و اندونزی و مالزی، گرچه خود جزیره و شبه جزیره اند، بل در محاصره نزدیک به بیست هزار جزیره پراکنده قرار دارند. در حالی که در فاصله بس طولانی میان پلیت آسیا و آمریکا فقط چند جزیره مرجانی بالا آمده و بپرسیم کدام نیروی فوق کلان، پلیت آمریکا و آسیا را از یکدیگر جدا کرده است؟ (ادامه دارد)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

داستان حیات 2، کارت 6037991800879490 به نام ناصر پورپیرار برای دریافت کمک از دوستان

چهارشنبه 20 اسفند 1393 ساعت 01:37 ب.ظ


مقدمتا گفته باشم که خداوند در قرآن بندگان اش را با عناوین گوناگون: آدم، ناس، انسان، بشر و انس خطاب کرده است. پیوسته برای کشف سبب این تنوع نام گذاری با خود در خیال و جدال بوده ام و آن زمان که تنها خطاب عام و آسمانی را به صورت یا بنی آدم و نه بنی بشر و غیره یافتم، آن گاه  انگیزه کافی و لازم برای عرضه یادداشت های داستان حیات در من به جنبش درآمد.


اگر ظرفی از شیر گرم را در فضای باز بگذارید در پروسه سرد شدن، پوسته ای از چربی با ضخامتی معین بر سراسر سطح آن ظاهر می شود، تجربه ای که در سرد شدن یک لقمه گداخته از فولاد خارج از کوره نیز، به صورت ظهور لایه ای ذغالی در سراسر آن قابل دیدار است. به همین ترتیب، قبول پدید آمدن پوسته در پروسه سرد شدن، فقط در یک سوم سطح زمین، در طول زمانی دراز و نجومی، ساده لوحی بنیانی وسیع و نابخردانه است.



به این نقشه زمین توجه کنیدکه فقط پازل آمریکا _ آفریقا و اروپای آن، قطعه جانبی پازل گونه و منطبق دارد، اما قرینه اتصالی حاشیه غربی آمریکای شمالی و جنوبی را پیدا نمی کنیم، چنان که آفریقای شرقی قطعه اتصالی ندارد و معلوم نیست از کدام مجموعه پوسته ای جدا شده و به همین روال آسیای جنوبی نمایی از اتصال با پوسته قاره جنوبگان نشان نمی دهد و معلوم نیست زائده قوز دار هند از چه پوسته ای کنده شده، چنان که سراسر لبه های شرقی پوسته و پلیت آسیا کم ترین علامت همسایگی با پوسته غرب امریکا ندارد.  


حالا به این تصویر ارزشمند بنگرید. دو پلیت بزرگ آسیا و آمریکا، گرچه در زائده شمال، تقریبا به هم متصل و قرینه اند، اما میانه و جنوب سطوح دو پوسته را گودال دایره شکل عظیم و بسیار عمیقی از یکدیگر جدا و در طی زمان به اوقیانوس تبدیل کرده است. در این جا اثر انگشت حادثه ای را می بینیم که بخشی از پوسته یکپارچه زمین را، چنان که بیاید، بلعیده و نظم پازل کامل و اولیه آن را به هم زده است.

این هم شمای شفافی از پوسته و پلیت آمریکا، که حاشیه شرقی آن، خلاف حاشیه غربی، به طور کامل با پوسته و پلیت حاشیه غربی آفریقا و اروپا همخوان است، اما چه عاملی این فاصله بزرگ میان دو پوسته ی در اصل یکپارچه را به وجود آورده است. (ادامه دارد)
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4       5       ...       10    >>